بی پناهی
-
تاریخ: 1403/2/27 ساعت: 13:07
از وقتی بابام رفت بی پناهی تو دلم موج میزنه
روز مادر
-
تاریخ: 1402/10/17 ساعت: 17:54
میدونی چیهقلبم مچاله میشه بااین رفتاراتوقتی زنت بودم مسخره میکردی میگفتی روز مادره به تو چه که کادو میخوای هرهر میخندیدی و به پشمت هم نبود چقدر داری تحقیرم میکنیوقتی مادر شدم گفتی از من کادو میخوای؟ باید از بچت کادو بگیریهمیشه فکر میکنی اگه گل خریدی دیگه کادو بخری زیادیم میشهاگه گل خریدی یه کیک یا ش...
بابایی
-
تاریخ: 1402/8/30 ساعت: 13:52
دلم برات تنگ شدهوقتی در کشومو باز میکنملباساتو میبینمعطر عودی که سر مزارت روشن میکردم میپیچهلای لباسات گذاشتمهم ارومم میکنه هم داغون....دائم فکر میکنم سردته... تنهایی اذیتت میکنه ولی نه تو تنها نیستی رفتی پیش خود خدا جات امنهفقط بدونته تغاری... دردونه .... بی قرارته قرار دلم Adblock test (Why?)
دلم پر از غمه
-
تاریخ: 1402/8/1 ساعت: 22:53
اومدم بنویسم شاید دلم آروم بگیرهبچه هام کنارم خوابناشکام آروم آروم میریزهخیلی چیزا برام شده عقدهدلم یه دوست میخواد یه کسی که باهاش درد و دل کنمدلم میخواد برم کافه با دوستامدلم میخواد برم رستورانبی دردسر بی اعصاب خردی با دل شاد بخندم خوش بگذرونمدلم میخواد برم خرید دلم میخواد برم پارک دلم میخواد برم ق...
دلم پر از درده
-
تاریخ: 1402/8/1 ساعت: 22:53
دلم پر از غمهتو کردیهرچی غمه تو تودلم اوردینمیدونم چه گناهی کردم بامن اینجوری میکنییعنی یه روز خوش به ما نیومده؟ یه تقریح دلم نخواد؟ مگه چی ازت خواستم جز نون و پنیر و شیر؟ کااااش زورم میرسید همینارم نمیخواستم کاشکاش محتاج نون شبم نبودم که به تو بگمکاش محتاج جای خوابم نبودمکاش بابام بود شاید اون منو ...
یادم نمیاد
-
تاریخ: 1402/8/1 ساعت: 22:53
یادم نمیاد از کی برات بی اهمیت شدماز کی انقدر سرد شدی باهام یادم نمیاد آخرین بار کی ذوقمو کردی؟ذوق کنی؟ برا چی؟منو مادرمم نخواست دیگه توقع از کی داشته باشمذوق؟ مسخرست من خودمم خودمو تو آینه میبینم هیچ زیبایی نمیبینم تو برا چی ذوق کنیوقتی یه لباس جدید میپوشم حتی نمیبینی حتی نمیگی خوبه بده زشته قشنگه ...
هم صحبت
-
تاریخ: 1402/6/15 ساعت: 5:46
چیزی اژ دلم نمونده ... هیچکسو ندارم باهاش حرف بزنم ...خیلیا منو ول کردن ....منو حتی مادرمم نخواست و تنهام گذاشت رفت خونشچه توقعی از بقیه دارم .... Adblock test (Why?)
در این زمان ...
-
تاریخ: 1402/5/11 ساعت: 13:55
دلم میخواست اونقدر پول داشتم که هردفعه واسه خرید هرچیزی انقدر دلم پر از غصه نشه ....
تنهایی همینه
-
تاریخ: 1402/5/11 ساعت: 13:55
بهش گفتم سرم گیج میرهیکم آیسو رو نگه دار بخوابمرفت خودش گرفت خوابیداین واقعا بی انصافیه، بغض داره خفم میکنه ولی کاری از دستم برنمیادمادر بودن خیلی مزخرفهمخصوصا مادری کردن منکه تنها و غریبمخدا ازت نگذره Adblock test (Why?)
دلم گرفته
-
تاریخ: 1402/5/11 ساعت: 13:55
آیلین بهونه میگیره و من سرش داد میزنمبعد که گریه میکنهمنم به گریه میفتممیشینم رو زمین و سرمو بین دوتا دستام میگیرممیاد میگه تو دیگه چرا گریه میکنی؟نمیدونم چی بگممن فقط خسته مکم آوردمهیجا جام نیست و همیشه باید مادری کنمنه دلخوشی نه تفریحیخونه نشینم چون هیجا نمیشه بادوتا بچه رفت....تو هیچ جمعی منو راه...
تصویری از سی سالگی
-
تاریخ: 1401/4/3 ساعت: 22:33
اما من و تو.....مي پوسيم دور ازهمغمم از وحشت پوسيدن نيست غمم از زيستن بي تو ٬ دراين لحظه ي پر دلهره است ديگر از من تا خاك شدن راهي نيست از سر اين بام اين صحرا ، اين دريا پر خواهم زد ، خواهم مرد غم تو ، اين غم شيرين را با خود خواهم برد...Adblock test (Why?)
..
-
تاریخ: 1401/4/3 ساعت: 22:33
اما من و تو.....مي پوسيم دور ازهمغمم از وحشت پوسيدن نيست غمم از زيستن بي تو ٬ دراين لحظه ي پر دلهره است ديگر از من تا خاك شدن راهي نيست از سر اين بام اين صحرا ، اين دريا پر خواهم زد ، خواهم مرد غم تو ، اين غم شيرين را با خود خواهم برد...Adblock test (Why?)
دختر نازک نارنجی مادر
-
تاریخ: 1401/4/3 ساعت: 22:33
تب کردی جان مادرآروم و قرار ندارم خبری از ورجه وورجه هات نیسخبری از حرف زدنات نیسبا کوسنا خونه نساختی امروزصدبار نگفتی مامان جیش دارم تو بیا تو بیانگفتی دایانا بده ببینمآخ قلبم چقدر سوت و کور بود خونه امروزبغض دارم وقتی چاره ای ندارم و تو تب میسوزی خدایا هیچ مادری رو تو این شرایط نذار
كرونا
-
تاریخ: 1399/2/18 ساعت: 7:42
نميدونم روزي كه دارم اين پست رو ميخونم از ويروس كرونا جون سالم به در بردم يا نه، ولي ... چطوري ميشه يه ويروس فسقلي هممونو درگير كنه و زندگي رو سختتر كنه؟! اين روزا ميگذره و يروزي مياد درموردش حرف ميزنيم كه چقدر روزاي خوبي بود خانواده ها كنار هم
بع بع
-
تاریخ: 1399/2/18 ساعت: 7:42
از چهار صبح بيدار بودي از وقتي جاي خوابتو به اتاق خودت تغيير دادم بي قرار بودي آفتاب نزده بيدار ميشدي بالا سرم ميشستي و خواب بي خواب ساعت حدود هفت بود بالاخره تسليم شدم و رفتيم تو هال پاي تي وي مستند قاره هارو نشون ميداد تا رسيد به صحراها و روستاها و دشتا و يهو ديدم تو دستاي كوچولوتو گرفتي سمت تي وي...
دستاي يك زن
-
تاریخ: 1398/11/25 ساعت: 5:16
ظرفارو ميشورم و برميگردم تو هالمضرابمو ميندازم سر ناخنمساز ميزنمدخترم بي تابي ميكنهبغلش ميكنم و نوازشش ميكنممواظبم نوك تيز مضراب اذيتش نكنهوقت تعويض پوشكشهمضرابمو در ميارم و ميبرم تو روشويي ميشورمشبا همين دستامبراش لباس ميدوزمبراش كلاه ميبافمعروسك ميسازممن ... با همين دستا به اين خونه به اين زندگي ر...
دل
-
تاریخ: 1398/11/25 ساعت: 5:16
دلم گرفته اي دوستهواي گريه دارم ........ميگن غروب جمعه دلگيره، ولي غروب پنج شنبه دل گير ترهشبه هام آرهيكشنبه ها دوسهچ ...وقتي تو نيستي مادرتموم هفته غروب دلگيرهمااادربي تو تنها و غريبممادرمادر خوب و قشنگم ❤️
هيچ
-
تاریخ: 1398/11/25 ساعت: 5:16
نه ميشه باهاش حرف بزنينه ميشه حرف نزنيولي من ترجيح ميدم ديگه حرف نزنمهمون واسه خودت زندگي كن بهترهمنكه تا يه چيزي ميگم گارد ميگيره،،،من آيلين رو دارم ، عشقمه ، نفس منه ، نباشه منم نيستم
دخترم يك ساله شد
-
تاریخ: 1398/11/25 ساعت: 5:16
يك ساله كه شدي همه ي وجود مايك ساله كه شدي بود و نبود مايك ساله كه فهميدم چقدر جايگاهم مهمهيك ساله كه لذت بخش ترين شغل دنيارو دارميك ساله كه .... چه زود يكسال گذشت بانوجانم .... يك سالگيت مبارك دردانه ي مادر ❤️
دلم نخواست
-
تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 18:30
من هميشه قوي بودم و هستمهميشه سعي كردم قوي بمونميوقتايي كه قوي نيستم، دلم نخواسته كه قوي باشم... خب؟